سه شنبه 8 فروردين 1391برچسب:, :: 18:37 :: نويسنده : niloofar
خودم یه دور دیگه ام چک کرد مو موهاممم دم اسبی بستم بالای سرم......رفتم طبق معمول خراب شدم تو اتاقه مهسا داشت دنبال تی شرت میگشت کفش و شلوار پاش بود.....از کفشاش خیلی خوشم میاااد..... -بدووو دیگهه مگه دنبال چی میگردی؟؟؟؟؟؟؟ مهسا:همون میکی موسیه!!! -گاوو ااین که اینجاا رو تخت!!! سرمو به نشونه تاسف تکون دادم و بلوزشو پرت کردم تو صورتش.... -بپوش بریم......دیگه
-راستی من چطور شدمم.... جلوش چرخیدم و یه پام بردم بالا و لبخند ژکوند زدم بهش.... مهسا:شبیه دوست دخمل شاخت... -نوچ نوچ اعتماد به نفس و برم.... همون موقع صدا ی جیغ کشیدن الناز اومد که گفت: -تا سه میشمرم نیاین میرم درم روتون قفل میکنم...... ![]()
![]() |